شهید مطهری افشاگر توطئه تاویل "ظاهر" دیانت به "بطن" الحاد و مادیت بضمیمه نقدی از استاد شهید بر "اسلام شناسی" دکتر شریعتی صفحه 51
- شهید مطهری، مرغ شباهنگ ظلمت التقاط 1
- امام خمینی: 1
- مقدمه چاپ دوم 1
- سخنی پیرامون شخصیت علامه طباطبائی 8
- پیشگفتار: 12
- بحثی در ضرورت تزکیه فکری و فرهنگی 16
- بحثی پیرامون بدعت؛ و لزوم مبارزه فوری و قاطع علما با آن 22
- بحثی در اسلام، وفقاهت 30
- مذهب تشیع، اساس وحدت ملی ما و روحانیت شیعه: پاسدار وحدت و تمامیت این مذهب 39
- مطهری، مطهر سیمای فرهنگ اسلامی از زنگار غرب زدگی و شرق مآبی 44
- جلسه اول 45
- اشاره 45
- طرق مبارزه استعمار با نهضت های اسلامی 47
- رمز تأکید امام روی استاد شهید مطهری 49
- بحثی پیرامون «غربزدگی» 50
- غربزدگی در لفظ، و غربزدگی در معنا 51
- نگاهی به واژه های فرهنگ اسلامی 52
- غربزدگی، همان مباحی مذهبی است 61
- نگاهی به منظومه کلی فرهنگ اومانیستی غرب و شرق پس از رونسانس: 62
- تعریفی از غربزدگی 72
- کمونیسم شرق نیز، ریشه در «اومانیسم غرب» دارد: 73
- شهید مطهری، یکی از مشخصترین سمبل های غربزدائی در عصرمان 86
- جلسه دوم 88
- 1 _ التزام به کتاب و عترت معصومین (ع) 89
- اشاره 89
- مطهری، چگونه مطهری شد؟ 89
- 2 _ عطوفت پدرانه نسبت به التقاط زدگان و تلاش مجدانه و دردمندانه برای هدایت آنان: 93
- 3 _ عامل اتحاد میان وجه ملکوتی دانشگاه، و حوزه 96
- 4 _ حضور مستمر در صحنه مبارزه با بدع و کجرویهای زمانه 98
- سایر ویژگیهای مرحوم مطهری 129
- مطهری، افشاگر توطئه استعماری تأویل ظاهر دیانت، به باطن الحاد و مادیت، شرقیت و غربیت 132
- اشاره 132
- «اسلام زدائی در جهت غربزدگی» سیاست استعماری «فراموشخانه» با دست «روشنفکران» 135
- ریشه و روند پیدایش «پروتستانتیسم» در غرب و نتایج آن 137
- اشاره 140
- ارتجاع زدائی! 140
- رهبر انقلاب، و «اسلام سنتی»: 141
- رهبر انقلاب، و «فقه سنتی»: 142
- رهبر انقلاب، و «شعائر سنتی»: 144
- اتخاذ سیاست «مسخ اسلام» به جای «مبارزه مستقیم» با آن _ توسط فراموشخانه 146
- 1_ میرزا یعقوب خان ارمنی و تز «امتزاج اساس اسلام با علوم فرنگ»: 151
- طرح مسئله «پروتستانتیسم اسلامی» از زبان، و در آثار پیشگامان فراماسونری 151
- 2_ پرنس ملکم خان ناظم الدوله، و تز «پیرایشگری اسلام»: 153
- 3_ میرزا یوسف خان مستشارالدوله، و تز «بهره ور کردن مذهب اسلام از جمیع اختراعات جدیده علمی غرب»: 156
- 4_ بالگونیک فتحعلی آخوندوف، و تز «پروتستانتیسم اسلامی»: 158
- شهید شیخ فضل الله نوری در ستیز با جریان استعماری _ وارداتی «پروتستانتیسم اسلامی» 163
- 5_ عبدالرحیم طالبوف، و تز «مدرنیزه کردن اسلام»: 163
- پاکدینی «کسروی» و «اصلاح دین» شریعت سنجگلی، تداوم جریان استعماری «پروتستانتیسم اسلامی»: 164
- روشنفکری مذهبی چهل سال اخیر: 169
- تألیف کشف اسرار و ترور کسروی 170
- اشاره 171
- 1_ «سوسیال امپریالیسم»، و سیاست مسخ اسلام؛ 171
- «مسخ اسلام» سیاست مشترک شرق و غرب، و غرب و شرق 171
- لنین و مسخ اسلام 173
- استالین و مسخ... 175
- سوسیال دموکراتهای صدر مشروطه و مسخ اسلام: 177
- حزب توده و توطئه مسخ اسلام 179
- اشاره 215
- 2 _ «کاپیتال امپریالیسم»، و سیاست مسخ اسلام 215
- «ماسینیون»، پدر روحانی روشنفکران مذهبی! 232
- دکتر شریعتی، و «پروتستانتیسم اسلامی»؛ 256
- اشاره 283
- ضمائم: 283
- *ضمیمه شماره 1 284
- *ضمیمه شماره 2 290
- *ضمیمه شماره 3 307
- اشاره 308
- 3 _ چگونه کمیته مرکزی حزب توده مارکسیسم را به ابتذال می کشاند 308
- الف _ حزب توده و عضویت افراد مذهبی 311
- ب _ حزب توده و «حربه آلوده بهتان لامذهبی» به آن 326
- ج _ سوسیالیسم و اسلام از نظر حزب توده 328
- 4 _ چرا حزب توده به آستان بوسی مذهب رفته است 333
- *ضمیمه شماره 4 342
- ضمائم: 342
- * ضمیمه شماره 5: 363
فی المثل همین سؤالی که فرمودید: فرهنگ غربی و غربزدگی چیست؟ چون ما، همچنانکه گفتید، زیاد تعبیر غربزدگی را بکار می بریم ولی نوعاً تصوری که از آن داریم، تصوری سطحی و ساده اندیشانه است. با غربزدگی غالباً نه به عنوان بیماری یی کهنه و مزمن و پیچیده و تا مغز استخوان نفوذ کرده، که بصورت یک عارضه ساده و سطحی برخورد می کنیم. انسان به موازاتی که شناخت بیشتری نسبت به مسئله غربزدگی پیدا می کند، در حقیقت با یک عارضه ریشه دار همه گیر کهنه و مزمن و سابقه داری روبرو می شود که به لحاظ روح و جوهر، و مبانی و اصول آن، قدمتش از تاریخ چند قرنه رونسانس در غرب فراتر رفته و سر از خط فکری و فرهنگی حاکم بر یونان قدیم درمی آورد.(1)
غربزدگی در لفظ، و غربزدگی در معنا
اساساً غربزدگی، گاه در معناست و گاه در لفظ. خیلی از معانی و مفاهیم فرهنگی غرب که ویژه و مختص همان فرهنگ غرب، و از اساس با فرنگ الهی در تضاد است، زیر سرپوش واژه ها و مصطلحات دیرینه اسلامی بخورد ما داده می شود! و متقابلاً خیلی از مفاهیم فرهنگ اسلامی نیز خصوصواً در هفتاد و اند سال اخیر پس از مشروطه، در نتیجه غربزدگی، لباس اصطلاحات متناسب با فرهنگ آنها را در برکرده است که فعلاً جای بحث و توضیحش اینجا نیست. (برای نمونه در مورد اول، «دموکراسی» که همان حکومت اهواء نفس اماره بشری است _ در مقابل «تئوکراسی»
1- حتی برخی از افرادی که در این رشته زیاد کار کرده اند و نظراتشان (بدون اینکه آنان را در همه حرفها و اظهارنظرهاشان، معصوم و مصیب بدانیم) مغتنم است _ اساساً جوهر ادیان الهی را مبارزه با غرب زدگی و پیش از آن مبارزه با یونانی گری و یونان زدگی می دانند. جناب دکتر فردید که از پیش کسوتان مبارزه با غرب زدگی است و ابداع اصطلاح «غربزدگی» هم از آن ایشان می باشد، در تقسیم بندی های خاص و قابل مطالعه ای که در این زمینه دارند، بر این عقیده اند که (لااقل) برخی از واژه های بکار رفته در قرآن (مثلاً طاغوت) که قرآن، سرستیز با مصادیق خارجی آنها داشته و در مقام طرد و حذفشان از حوزه اندیشه و احساس و ایمان و گفتار و کردار مؤمنین است، در اصل واژه های یونانی یی بوده اند که به لباس عربی درآمده اند و اساساً اسلام آنجا که «لا اله» را مطرح می کند مقصودش نفی «یونانیت» و زدودن مصادیق و مظاهر «یونان زدگی» است. (همچنانکه پیش تر نیز اشاره کردیم این نقل قول، به معنای توافق مطلق نگارنده با اظهارنظرها و دیدگاههای ایشان _ خصوصاً در رابطه با مسائل و معارف اعتقادی اسلامی _ نیست) فی المثل ایشان، در مورد واژه «طاغوت» که می دانیم قرآن، تحقق توحید و استقرار حاکمیت الله متعالی را در نفی و نابودی حاکمیت طاغوت و فرهنگ طاغوتی جستجو می کند. «وَ مَن یَکفُر بِالطاغُوتِ وَ یُؤمِن بِاللهِ فَقَدِ استَمسَکَ بِالعُروَۀِ الوُثقی» _ و یا در جای دیگر می فرماید: که حرف اصل و اساسی همه انبیاء الهی، مشترکاً این بوده که: «اَنِ اعبُدُواللهَ وَ اجتَنِبُوا الطّاغُوتَ» _ عقیده دارند که «طاغوت»، اسم جامد و (نه مشتق) بوده و در اصل همان «تئوس» لاتینی و «زئوس» یونانی _ خدای خدایان شرک یونان _ است که در انتقالش به زبان عربی، «طاغوت» شده است و بنابراین، در شعار کوبنده و قاطع «لا اِلهَ» قرآن، نفی الهی و ارباب انواع شرک یونانی نهفته است. بدین ترتیب می بینید که مسئله خیلی عمیق تر از اینهاست که ما فکر می کنیم. از دیدگاه ایشان، «آخرالزمان» وعده داده شده و از فتنه های آن برحذر داشته شده در روایات، دیری است که با پیدایش رنسانس و شیوع تفکر اومانیستی در آن سامان، و در شرق با ورود و رسوخ غربزدگی به ممالک اسلامی و حاکمیت یافتن آن بر ارکان سیاست و اقتصاد و فرهنگ شرق آغاز شده است. و امید آن است و از قرائن نیز چنین برمی آید که با طلوع آفتاب جهانگیر انقلاب اسلامی ایران به رهبری زعیم عالیقدر حضرت نائب الامام خمینی مدظله در ایران، دور «اومانیسم» به پایان خود نزدیک شده و عصر تئیسم _ پذیرش حاکمیت مطلقه الهی _ آغاز شده است. انشاءالله